| تکانه زاویهای ضمیمهٔ فرهنگی، خبری، صنفی و انتقادی نشریهٔ تکانه | تکانه |
| به یک
«تکانهزاویهایدرآر» نیازمندیم. یک مطلب از ما، بقیهٔ مطالب و حروفچینی و چاپ از شما! برای اطلاعات بیشتر، اینجا را بخوانید و سپس با صاحب آگهی تماس بگیرید. |
از همین رو، گروهی از دانشجویان (که البته بیشترشان اعضای تکانه بودند) به فکر نشریهٔ دیگری افتادند که در آن بشود نوشتههای فرهنگی، خبری، صنفی و انتقادی را چاپ کرد. نخستین شمارهاش را فکر کنم سال ۱۳۸۴ چاپ کردند و نامش را گذاشتند «تکانه زاویهای». این نام نوعی شوخی با نام «تکانه» بود و البته برای خودش معنی هم داشت! این نشریه حرفهای دانشجویان را از «زاویهٔ» دیگری بیان میکرد. |
|
| میثاق تکانه زاویهای |
|
| نکته: این «میثاق» را زیاد جدی نگیرید! کلاً در کارهای
دانشجویی کسی به میثاق کسی توجه نمیکند! به جایش کار کنید، چون وقت کم
است! پایهگذاران تکانه زاویهای، از همان آغاز چند قرار بین خودشان گذاشتند. یکیشان این بود که درآوردن تکانه زاویهای را سخت نگیرند! لازم نیست حتماً طرح جلد حسابی داشته باشد و تعداد صفحههایش به مقدار مشخصی برسد. همین که چند تا نوشتهٔ کوچک برای چاپ آماده شد که به اندازهٔ یک برگ A4 یا A3 میرسید، همان را چاپ کنند. قرار دوم این بود که برای تکانه زاویهای مسئولان ثابتی تعریف نکنند. یعنی کسی به عنوان سردبیر یا حروفچین ثابت تکانه زاویهای نباشد. بلکه، هر شماره از تکانه زاویهای را همان کسانی دربیاورند که مطالب آن شماره را نوشتهاند. همهٔ این قرارها برای این گذاشته شد که تکانه زاویهای باری را به دوش کسی وارد نکند. شعار معروف تکانه زاویهای که میگوید «منتظر شمارهٔ بعدی نباشید!» برای همین ساخته شده است. منظور از این شعار این است که منتظر نباشید دیگران چاپش کنند، چون کسی قرار نیست چاپش کند! اگر میخواهید تکانه زاویهای دربیاید، خودتان درش بیاورید! اگر چیزی نوشته باشید و بخواهید نوشتهتان در نشریهای چاپ شود، معمولش این است که نوشته را به مسئولان آن نشریه بدهید تا اگر مناسب بود چاپش کنند. ولی در تکانهٔ زاویهای، اوضاع جور دیگری است: اگر چیزی نوشتهاید که دوست دارید دیگران هم در دانشکده آن را بخوانند، با کمی پرسوجو یادمیگیرید که چگونه میشود تکانه زاویهای را چاپ کرد و سرانجام نوشتهتان را در شمارهٔ تازهٔ تکانه زاویهای که خودتان در آوردهاید چاپ میکنید. اگر بخت یارتان باشد، کس دیگری هم همزمان با شما چیزی برای چاپ نوشته است. آن وقت میتوانید کار را بین خودتان تقسیم کنید، البته کارش آن قدر زیاد نیست که یک نفر به تنهایی از عهدهاش برنیاید. اگر واقعاً سرتان شلوغ است و میخواهید چیزی چاپ کنید و برای این کار نیاز به کمک دارید، میتوانید یک آگهی با مضمون زیر در دانشکده بزنید:
|
| روند کارهای اجرایی و اداری درآوردن
تکانه زاویهای |
| بعد از این که نوشتههایتان جمع شد، آن را تایپ و
صفحهبندی میکنید. فقط حواستان به تعداد صفحات باشد که در یک یا چند برگ
کاغذ به درستی جا شود. شمارههای پیشین نشریه میتواند راهنمای خوبی
برایتان باشد، هرچند که شاید بخواهید سنتشکنی کنید و کار کاملاً متفاوتی
انجام دهید! تنها محدودیت شما در صفحهبندی این است که باید این جمله را
در جایی از نشریه بنویسید: «تحت حمایت دبیرخانهٔ نشریات معاونت امور
فرهنگی و فوقبرنامهٔ دانشگاه صنعتی شریف». پس از پایان صفحهبندی، یک نسخهاش را چاپ میکنید و میبرید پیش دبیرخانهٔ نشریات دانشگاه که در ساختمان شهیدرضایی (فوقبرنامه) است. در آن جا مسئول کمیتهٔ نشریات مطالب نشریه را ورق کوتاهی میزند و به اصطلاح تأیید میکند. سپس کاغذی به شما میدهد به نام مجوز چاپ. این کاغذ را شما، خودش، و معاونت فوقبرنامهٔ دانشگاه (که دفترش در همان ساختمان است) امضا میکنند. بعد این کاغذ را برمیدارید و به همراه یک نسخهٔ چاپ شده از نشریه میبرید به چاپخانهٔ دانشگاه که ساختمانش در نزدیکیهای دفتر ریاست دانشگاه (طبقهٔ همکف ساختمان روزنامهٔ شریف) است. آنجا به شما میگویند که تکثیر نشریه کی انجام میشود. معمولاً در آغاز هر نیمسال که کتاب تکثیر میشود و در پایان نیمسال که برگههای امتحان تکثیر میشوند، کمی سرشان شلوغ است. ولی شما باید سماجت به خرج دهید و بگویید که هرچه زودتر نشریه را تکثیر کنند (نباید بیشتر از چهارپنج روز طول بکشد). شمارگان (تیراژ) نشریه در برگهٔ مجوز چاپ نوشته شده است (یعنی باید با مسئول کمیتهٔ نشریات دانشگاه دربارهاش چانه بزنید). شمارگان شمارههای پیش حدود ۱۵۰ یا ۲۰۰ نسخه بوده است. از این بیشتر معمولاً فروش نمیرفته است. بعد که تکانه زاویهایتان به سلامتی چاپ شد، باید جایی بگذاریدش تا مردم برش دارند. یادم است که ما یک میز پلاستیکی از زیرزمین دانشکده برمیداشتیم (با آقای جانیزاده که دفترش در زیرزمین است هماهنگ میکردیم) و نشریه را درون کارتنهای مقوایی میگذاشتیم روی میز. این میز (یا میزها) را میگذاشتیم در جاهای پررفتوآمد دانشکده، مثلاً جلوی درِ کتابخانه در طبقهٔ سه. |